خوش آمديد به اين وبلاگ


هر كجا اشك يتيمي رنجور
مي چكد بر سر مژگان سياه
هر كجا چشم زني غمزده با ياد پسر مانده به راه
در مزاري كه زني ناله كند در عزاي پسرش
يا يتيمي كه كند گريه به سوگ پدرش
جانم آيد به خروش
ور ببينم پر خونين كبوتر را
يا يكي بچه گنجشك كه بشكسته پرش
دل من مي شكند
حالت دختركي كوچك و تنها و فقير
كه به حسرت كند از شيشه اشك به عروسك نگه گاه به گاه
وز دل تنگ كند ناله و آه
ناله پيرزني غمزده و دست تهي
كه ندارد نفسي
ضجه مرغ اسير
كه كند ناله به كنج قفسي
هق هق مرد اسيري كه بلا ديده بسي
حالت دختر زشتي كه ز شرم
رو ندارد به كسي
دل من مي شكند
هر كجا در نگه تازه نهالاني خرد
از ستيز پدر و مادر خشم آلوده
مي وزد بوي طلاق
وز پراكندگي غافله اي برخيزد
در سرا بانگ فراق
آن زماني كه بدنبال شهيد
مادر داغ به دل
سينه مي كوبد و مي نالد و مي گريد زار
همچنان ابر بهار
يا زماني كه نشيند در اشك
بر سر سنگ مزار
و به فرياد كند نام پسر را تكرار
دل من مي شكند
چه كنم دلم از سنگ كه نيست
گريه در خلوت دل ننگ كه نيست
چه دل است اين دل من
دلم از ناله مرغان چمن مي شكند
ز خيال غم مردم دل من مي شكند
دلم از داغ شهيدان وطن مي شكند
چه كنم دلم از سنگ كه نيست
گريه در خلوت دل ننگ كه نيست
سرهنگه داشته امتحان رانندگي ميگرفته. از غضنفر ميپرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ غضنفر ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف ميكنه ميپرسه: يعني چي؟ غضنفر ميگه: جناب سرهنگ، يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف
بچه به باباش ميگه بابا شماكجادنيا اومدي ؟ميگه تهران. ميگه مامان كجا دنيا اومده؟ميگه اصفهان. ميگه من كجادنيا اومدم؟ميگه اهواز. بچه ميگه پس ما كجا همديگه رو پيداكرديم... .
عنکبوته اکس مي خوره جو مي گيرتش قالي مي بافه
از يه سياه پوست مي پرسند شامپو بدنت چيه ميگه مشكين تاژ :خوب بيد
يه زنه به شوهرش ميگه:من ميخوام 5دقيقه برم خونه همسايه تو هر نيم ساعت يه سري به غذا بزن
يکبار 1 نفر بي هوا مياد تو خفه ميشه
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد
|
غضنفر تاكسي سمند مي خره سه تا مسافر سوار مي كنه. اولي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار تركه مي پرسه سمند داري؟ مي گه نه مي گه پس بشين. دومي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار مي پرسه سمند داري؟ مي گه نه. مي گه پس بشين. سومي مي گه من سمند دارم، نگه دار. تركه مي گه پس بگو ترمزش كدومه؟ ------------------------------------------------------ غضنفر ماشينش پنچر ميشه شروع ميكنه از اگزوز ماشين فوت كردن دوستش مياد بهش ميگه همين كاره رو ميكنين بهتون ميگن خر ديگه مگه نمي بيني شيشه ماشين پايينه؟ --------------------------------------------------- غضنفر جلوي آيينه وايساده بود بعد گفت: جون داداش من تو رو يه جا ديدم. بعد كمي فكر كرد و گفت: آهان تو رو توي سلموني ديدم. ------------------------------------------------- يه روز 3 تا لاك پشت ميرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ورمي دارن تا وقتي رسيدن بخورن. 25 سال طول مي كشه تا برسن. وقتي ميرسن يادشون ميفته كه با خودشون استكان نبردن. يكيشون داوطلب ميشه كه بره استكانا رو بياره ولي ميگه بايد قول بدين كه تنهايي نخورين ها. دوستاشم قول ميدن كه نخورن. يه 50 سالي مي گذره دوستاش ميگن بابا اين نيومد بيا نوشابه ها رو بخوريم. تا درنوشابه رو باز مي كنن يهو لاك پشته از لاي سنگها مياد بيرون ميگه نامردا! نگفتم اگه برم مي خورين؟! ----------------------------------------------- بچه از باباش مي پرسه: بابا الاغا هم زن مي گيرن؟ باباش ميگه: آره بابايي فقط الاغا زن مي گيرن! ----------------------------------------- سه نفر خونشون برق نداشته , تصميم مي گيرند از خيابون برق بدزدند, بعد از مدتي دو دقيقه به دو دقيقه برق خونشون ميره! اگه گفتي چرا؟ چون برق را از چراغ راهنمائي دزديده بودند. |
با هر اسباب بازی فقط ......
ادامشو می خوای ؟ برو ادامه مطلب